سيد محمد عبد الحسيب بن سيد أحمد العلوي العاملي
14
قواعد السلاطين ( فارسى )
تذكرهء ( ص 57 ) خود ، وى را در عداد علما و شعراى معاصر خود نام مىبرد . در سال 1121 وفات يافته . قبرش در تخت فولاد جنب پدر بزرگوار خود مىباشد و آثار قبر ظاهر نيست . وى سپس شرحى از مؤلّفات وى داده و اين شعر را از آن او مىداند : آن ماه دو هفته ، دلبر جانى من * آن يار عزيز ، يوسف ثانى من يك روز نكرد فكر شبهاى غَمَم * يك بار نگفت پير كنعانى من مهدوى مىافزايد : وفات سيّد عبد الحسيب را به سال 1133 نيز نوشتهاند و چون تأليف سدرة المنتهى به سال 1062 مىباشد ، اگر در آن سال پانزده ساله باشد ، نامبرده حين الفوت حدّاقل 86 سال داشته است . « 1 » وى در جاى ديگرى هم در شرح مدفونين تكيهء رضى الدين در تخت فولاد اصفهان ، از جمله مدفونين در آنجا را كه اثر قبرش مانند قبر پدرش روشن نيست ، همين سيّد عبد الحسيب دانسته و تاريخ درگذشت او را سال 1121 ياد كرده است . « 2 » عبد الحسيب در قواعد السلاطين توضيحاتى دربارهء اجداد خود ، از جمله محقّق كركى ، مير داماد و نيز پدرش سيّد احمد دارد . به خود كه مىرسد ، چند بيتى از ساختههاى خويش مىآورد كه اشاره به آن دارد كه در اين دوره ، مورد بىمهرى قرار گرفته و ديگران بر وى مقدّم داشته شدهاند : افتاده به روزگار كارم ، چه كنم ؟ * وز زندگى خويش بِعارم ، چه كنم ؟ با آن كه تمام عين استعدادم * در چشم زمانه خوار و زارم ، چه كنم ؟ وى در اين عبارت ، خود را از اصحاب فتوا ، يعنى يك مجتهد مسلّم مىشمارد و پس از نقل داستانى از يك پادشاه سنّى كه احترام به علما مىنهاده ، مىنويسد :
--> ( 1 ) . تذكرة القبور ، صص 122 - 123 . ( 2 ) . سيرى در تاريخ تخت فولاد اصفهان ، ص 118 .